نانوساختارهای کربنی مغناطیسی

در حال حاضر کروماتوگرافی تمایلی یون فلزی تثبیت شده (IMAC)، به عنوان یکی از موثرترین روش های جداسازی پروتئین های نوترکیب دارای دنباله ی پلی هیستیدینی بواسطه ی یون های نیکل (II) می باشد. با این وجود تکنیک IMAC محدودیت هایی از قبیل نشت فلز، اتصال گروه های هیستیدینی طبیعی موجود در سطح پروتئین ها به رزین، اتوماسیون دشوار، زمان فرایند تخلیص طولانی مدت و انتشار آهسته محلول درون بستر را به همراه دارد. فناوری حاضر، نانوساختارهای کربنی مغناطیسی عامل دارشده با نیکل سیلیکات به منظور تخلیص پروتئین های دارای دنباله ی پلی هیستیدینی می باشد. سیلیکات به علت ساختار پرمنفذ، پایداری شیمیایی و حرارتی مناسب، ترکیب قابل تنظیم، عرضه ی فراوان و کم هزینه به طور گسترده در جذب، جداسازی و زمینه های کاتالیزوری به کار می رود. پیش بینی می شود این فناوری محدودیت های ذکر شده برای رزین های تجاری را نخواهد داشت زیرا کاهش اتصال غیراختصاصی، هزینه ی پایین تولید، اتوماسیون ساده، افزایش مساحت سطح و افزایش حساسیت مغناطیسی در آن مشکلات مربوط به رزین های تجاری را مرتفع کرده است.